كناردروديوار
چندان که دويديم به سامان نرسيديم
مانديم در آغاز و به پايان نرسيديم
گم گشته در انبوه زمانيم و مکانيم
با مهر نمانديم و به آبان نرسيديم
در خانه نشستيم کنار در و ديوار
آخر به تماشای خيابان نرسيديم
در حاشيه ی جاده درختان همه رفتند
در غربت جاده به درختان نرسيديم
از شانه ی خود بار ملالی نتکانديم
زين بغض گلوگير به باران نرسيديم
چندان که دويديم و دويديم و دويديم
ای حوصله ی تنگ! به سامان نرسيديم
نظرات شما عزیزان: